نمیدونم اصلا میخونی یا نه .... دروغ نگفتم اگه بگم دوس دارم و واسم مهم که بخونی ولی با این حال ممکنه یه روزی هم دفتر خاطرات عجیب غریبی بشه اینجا
دو روز دیگه 27 سالم تموم میشه و تو اخرین روزای هفتمین سالی هستیم که چقدر جواب منو ندادی و تهش هم بی خداحافظی رفتی ... و یه حفره ی بزرگ تو ذهن و دل من بوجود اومد و هرروز رشد کرد بامن تا امروز .
برحسب گول زدن خودم یا شاید امید به اینکه دوستم نداری سعی کردم من هم به ازدواج فکر کنم
گرچه همه ی تصمیمات همه ی اتفاقات در اخر به تو می رسید و میرسه ...
انگار واقعا یه حکمی و حکمتی هست که داغ دوست داشتن تو همیشه تازه تازه باشه واسم
نمیدونم فردا یا حتی چند ساعت دیگه واسمون چه اتفاقی میاقته .
اما خوب میدونم که یه جایی تو این هستی روز موعود و دیدارمون هست شاید وقتی پیر شدم شاید
تو دنیای ابدی ، وقتی که تو چشمام خیره بشی و بفهمی خستگی چشمایی که هرروز منتظر بود که
روزی برسه که من خودمو پیدا کنم با دیدن تو . چرا که چشمای آدم دروغ نمیگه چشمای آدم یه عشق
واقعی رو جار میزنه .
میدونی اتفاقات هرچی سرمن اومده تا الان تقصیر هیچکس نیست . جز زندگی من بوده
نمیدونم چه روزی میام و دوباره این نوشته ها رو میخونم
اما امیدوارم حتی با همین حفره ی بزرگ بتونم ادم درستی باشم .
خیلی بهم ریختم اینروزها ... نمیدونم ولی بارها و بارها خودمو رها کردم از گذشته ولی مگه میشه انکار
کرد عشق رو ، دوست داشتن رو ؟
نه نمیشه
اگه تونستی واسم دعا کن
شاید منم راهمو پیدا کردم.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با 27 سالگی بررسی شده است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به نمیدونم در این گزارش ارائه شده است.
برچسب:
نویسنده: باران رستمیان