27 سالگینمیدونم اصلا میخونی یا نه .... دروغ نگفتم اگه بگم دوس دارم و واسم مهم که بخونی ولی با این حال ممکنه یه روزی هم دفتر خاطرات عجیب غریبی بشه اینجا دو روز دیگه 27 سالم تموم میشه و تو اخرین روزای هفتمین سالی هستیم که چقدر جواب منو ندادی و تهش هم بی خداحافظی رفتی ... و یه حفره ی بزرگ تو ذهن و دل من بوجود اومد و هرروز رشد کرد بامن تا امروز . برحسب گول زدن خودم یا شاید امید به اینکه دوستم نداری سعی کردم من هم به ازدواج فکر کنم نمیدونم، شاید، کردم، واسم، داشتنگرچه همه ی تصمیمات همه ی اتفاقات در
برچسب:
نویسنده: باران رستمیان
حتی اگه بخوام هم نمیتونم درگیرت نباشم... تو همه ذهن و زندگی منو درگیر کردی
برچسب:
نویسنده: باران رستمیان
ولی میگم بهت مهشید ! مهشید سلام . خوبی؟
مهشید من خوبم . واقعا خوبم ... و من امید به خدا روزی به هر آنچه میخوام میرسم با کمک خودش :))
شاد باشی :))
برچسب: مهشید برومند,مهشید امیرشاهی,مهشید ناصری,مهشید حبیبی,مهشید افشارزاده,مهشید ندیری,مهشید وثوقی,مهشید آهنگرانی,مهشید نونهالی,مهشید ناصری کیست,
نویسنده: باران رستمیان
برچسب: کابوس,کابوس خیابان الم,کابوس شبانه در بزرگسالان,کابوس دشمن هک شده,کابوس دشمن,کابوس چیست,کابوس در خیابان الم,کابوس های شبانه,کابوس گیر,کابوس پیش از کریسمس,
نویسنده: باران رستمیان